دارم بزرگ می شم
به دخترم گفتم : می دونی پدر و مادر ها دو بار بزرگ میشن
گفت : چه طوری
گفتم یک بار خودشون
یک بار همراه بچه هاشون
+ نوشته شده در سه شنبه ۲۷ مرداد ۱۴۰۵ ساعت ۷:۲۷ ق.ظ توسط ا.م.صفری
|
به دخترم گفتم : می دونی پدر و مادر ها دو بار بزرگ میشن
گفت : چه طوری
گفتم یک بار خودشون
یک بار همراه بچه هاشون
خدايا در آستانه كار خطيري قرار دارم . با اين كه تلاش كرده ام قلبم آكنده از بيم و اميد است . اگر چه زورق من كوچك است اما به تو اعتماد دارم و به تو توكل مي كنم و مطمئن هستم كه همه چيز خوب پيش خواهد رفت .