خواب دوستم مریم را دیدم
خوشحال بود و لباس زردی پوشیده بود
گفتم یک ورکشاپ در زمینه ی فلان بگذار
گفت : من مُردم نمی تونم دیگه از این کارها بکنی
گفتم واقعا
گفت : آره من دوسااااله که مردم
و من فکر می کردم به حسرت از دست دادن فرصت ها
آن جایی که قران می گه : تقاضا می کنند که بر گردند و خدا میگه : کلا( هرگز)
پ.ن : مریم جانم در آبان 402 فوت کرده