اگر می دانستم
اگر می دانستم فرصت با توبودن این قدر کوتاه است
اگر میدانستم در یک چشم به هم زدن میروی که رفته باشی
اگر میدانستم.....
حتما بیشتر تو را می بوسیدم
بیشتر به دیدارت می امدم
تولدت را باشکوه تر .....
اصلا نمیگذاشتم خانه از ابنبات خالی شود
اصلا همه ابنباتهای عالم را می خریدم
تا وقتی تو نیستی یاد تو باشد
+ نوشته شده در جمعه ۲۹ فروردین ۱۳۹۹ ساعت ۱۰:۲۶ ق.ظ توسط ا.م.صفری
|
خدايا در آستانه كار خطيري قرار دارم . با اين كه تلاش كرده ام قلبم آكنده از بيم و اميد است . اگر چه زورق من كوچك است اما به تو اعتماد دارم و به تو توكل مي كنم و مطمئن هستم كه همه چيز خوب پيش خواهد رفت .