واسطه
صبحی وروجک خانم را با خ

ودم بردم دعای ندبه
برایم دعا کرد
برده بودمش تا واسطه ای باشد بین من و خدا
شیرین زبانی هایش دل همه حاضران را آب کرد
پ.ن یادش به خیر مادر بزرگ مرا با خودش می برو مهدیه شهر صبح های جمعه
+ نوشته شده در جمعه ۲۶ مهر ۱۳۹۸ ساعت ۳:۲۰ ب.ظ توسط ا.م.صفری
|
خدايا در آستانه كار خطيري قرار دارم . با اين كه تلاش كرده ام قلبم آكنده از بيم و اميد است . اگر چه زورق من كوچك است اما به تو اعتماد دارم و به تو توكل مي كنم و مطمئن هستم كه همه چيز خوب پيش خواهد رفت .