ضامن آهو
من میان دشت قصه ها
بره آهویی
رمیده ام
تا که خسته و شکسته و غریب
میرسم ز راه
آهوی تخیل مرا
دوباره ناز میکنی
شرح قصه باز میکنی
********
باز هم خسته و شکسته ام
بیا
بهانه ای برای قصه شو
تهران تابستان 85
+ نوشته شده در دوشنبه ۹ شهریور ۱۳۸۸ ساعت ۶:۳۷ ق.ظ توسط ا.م.صفری
|
خدايا در آستانه كار خطيري قرار دارم . با اين كه تلاش كرده ام قلبم آكنده از بيم و اميد است . اگر چه زورق من كوچك است اما به تو اعتماد دارم و به تو توكل مي كنم و مطمئن هستم كه همه چيز خوب پيش خواهد رفت .