من میان دشت قصه ها

بره آهویی

رمیده ام

تا که خسته و شکسته و غریب

میرسم ز راه

آهوی  تخیل مرا

دوباره ناز میکنی

شرح قصه باز میکنی

********

باز هم خسته و شکسته ام

بیا

بهانه ای برای قصه شو

تهران تابستان 85